
پاییز پشت این شیشههاست نل. پشت شیشههای لکهدار اتوبوس تندرو که اتوبانهای خلوت را زیر پا میگذارد. ببین چه آهنگ خوبی دارم گوش میکنم که به همهچیز میآید. مطمئنم آن را میشنوی. مطمئنم همینطور که لم دادهام روی صندلی دست من را گرفتهای و بین دستانت میفشاری. این است که آرامم. وقتی که تنهایم و تو را کنار خودم احساس میکنم. در من لبخند میزنی. لبخندی محو. خیلی محو. این است که من هم میخندم.
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده