خرید بک لینک
همین دیروز پریروز بود که از صبح داشتم با خودم فکر می کردم که بیایم بنویسم یادم نیست آخرین باری که گریه کرده ام کی بوده. که هم خوبم واقعا و هم بی حسم. که انگار جهان اهمیتش را برایم از دست داده است. هیچ چیز آنقدرها اندوهگینم نمی کند و لا به لای حرف هام با بعضی آدم ها، به سعی شاید، می گویم که واقعا دیگر هیچ چیز آنقدرها هم برایم مهم نیست.

حالا، از وسط گریه ام این ها را می نویسم. تاسیان - دارد نواخته می شود. من به گمانم، اندک اندک، دوباره در اندوه تو گیر افتاده ام. تو، تنها چیزی که مرا به لایه های زیرین و زخمی درونم برمی گردانی...

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: جمعه 30 فروردين 1398 ساعت: 10:20

صفحه بندی