خرید بک لینک

متاسفم که بر خلاف انتظار، این درد عجیب و تازه برایت شعر و قصه و ادبیات نشده. متاسفم که درد تازه، کلمه ی تازه نیاورده. بی کلمگی غصه ها را تکثیر می کند. یکی را می کند دوتا. ده تا. هزارتا. از این درد غریب و گذشتنی شاید، فقط برایت یک اعصاب خراب مانده و کم تحملی و ده تا مسئولیت و مشغله که دور خودت جمع کرده ای تا به چیزی فکر نکنی. حالا بنشین اینجا، از یک عذاب وجدان طاقت فرسا و هزار حس ناشناخته ی دیگر بمیر. آره. از عذاب وجدان بمیر دخترک تا بزرگ شوی و یاد بگیری که سکوت کنی. که بیشتر خفه شوی توی خودت. از عذاب وجدان بمیر چون بهای این بزرگ شدن احمقانه ی تو را آدم های دیگری دارند می دهند. خودت هم نفهمیدی قیمت قدم زدن در این دنیای ناشناخته چقدر تمام شد. هنوز مانده تا بفهمی. هنوز مانده.

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 16:14

صفحه بندی