خرید بک لینک
و دلتنگی

عنکبوت کوچکیست که آرام شروع کرده به تارتنیدن

که انگار بیآزار و کنارآمدنیست

که بیوقفه کار میکند

کار میکند

کار میکند

بعد میبینی بالا آمده و

در برت گرفته،

بعد دیگر عنکبوت نیست و تار نیست و تنها

مردابی ست که تو را درون خودش میکشد...

زجر میکشی و تقلا،

همه چیز را بدتر میکند.

سعی میکنی به روی خودت نیاوری

میخندی و بیخیال،

تند و تند زندگی میکنی

اما عنکبوت همچنان تار میتند

دردی هست که بالا میآید

باتلاقی تو را درون خودش میکشد

بیشتر و بیشتر


خواهی دید که دلتنگی،

دلتنگیِ بیآزارِ به ظاهر کنارآمدنی

جانت را میگیرد انگار و تو،

به نعش خواستنیهایت زل میزنی

و تعفنشان،

جانِ بیجانت را خفه میکند...


پ.ن: این نوشته ی بی اسم و بی قالب و شاید بی فکر نوشته شده، برای دو-سه ماهِ پیش است. تنگ دلی های گاه به گاه حالایم انقدرها هم سیاه نیستند. اگرچه که هنوز، عنکبوتی هست که تار می تند...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:14 توسط شببو |

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 19:59

صفحه بندی