یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ گرداب کاش میفهمیدم چه اتفاقی داره برام میفته. +شببو خانه شببو روزانهها لینک زن همشهری داستان قدیمیترها مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ اسفند ۱۴۰۴ بهمن ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ آبان ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ مرداد ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ فروردین ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ بهمن ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ آذر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ شهریور ۱۴۰۳ مرداد ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ فروردین ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۲ دی ۱۴۰۲ آذر ۱
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵ تابستون عجیبی شد. خوبه که دستی باشه برای پاک کردن اشکت. +شببو خانه شببو روزانهها لینک زن همشهری داستان قدیمیترها مرداد ۱۴۰۵ تیر ۱۴۰۵ خرداد ۱۴۰۵ اسفند ۱۴۰۴ بهمن ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴ آذر ۱۴۰۴ آبان ۱۴۰۴ مهر ۱۴۰۴ شهریور ۱۴۰۴ مرداد ۱۴۰۴ تیر ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ فروردین ۱۴۰۴ اسفند ۱۴۰۳ بهمن ۱۴۰۳ دی ۱۴۰۳ آذر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۳ مهر ۱۴۰۳ شهریور ۱۴۰۳ مرداد ۱۴۰۳ تیر ۱۴۰۳ خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ فروردین ۱۴۰۳ اسفند ۱۴۰۲ بهمن ۱۴۰۲
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
«خستهام. از این همه شکست، از این همه جنون.» *مهدی ربی
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
انگار سنگ لحد دنیا را روی سینه ام گذاشته اند.
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
مدام دارم سعی میکنم رنج تو را تکثیر نکنم. که آنچه با تو کردند و تو کردی و در تن من رشد یافته را تکرار نکنم. که خط بکشم وسط دایرههای تو در تو. وسط ادامه. و این بار گاهی خیلی سنگین است مامان. باید از آنچه هستم شانه خالی کنم. باید دوباره ساخته شوم. قطع کنم و قلمه بزنم و من انگار خیلی کوچک هستم مامان...
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
درمانگرم میگوید رفتار تو دربارهٔ دورویی نیست، دربارهٔ شرم است.
مینا میگوید فیلم تو دربارهٔ تخریب نیست، دربارهٔ افسردگی است.
گلاره میگوید خشم تو دربارهٔ آنچه آنها با تو کردهاند نیست، دربارهٔ چیزی است که خودت با خودت کردهای.
هیچ چیز آنطور که به نظر میآید نیست...
*شازده کوچولو
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
«از بختیاری ماست شاید» که هر چه خانه عوض کنیم، همیشه خانهٔ همسایهاش کوبیده میشود و شروع میکند به از نو ساخته شدن. که شبها با صدای بولدوزر میخوابیم و صبحها با گرد بولدوزر بیدار میشویم و روزها با تصویر بولدوزر ادامه میدهیم. نفرتم کم باد. شب به خیر.
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده